به گزارش «سراج24»، این روزها جریان فتنه و جریانهای همسو(اصلاحات، نهضت آزادی و ...) در تلاشند با کوچک شمردن و حادثه انگاشتن فتنه 88، گناه نابخشودنی سران فتنه را در نظر مردم کوچک نشان دهند. از همین رو نیز است که رسانه های همسو تلاش دارند تا اظهارات یکی از سران فتنه که بنا بر مصالحی آزاد است را در صفحه اول روزنامه ها پوشش دهند.
از سوی دیگر بر خی از همفکران این جریان مدعی هستند که اساسا آنچه نظام به سران فتنه نسبت می دهد ناروا و غیر حقیقی است. هر چند این ادعا را هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه وقت آمریکا با بیاناین مطلب که از توئیتر خواستیم به خاطر شلوغی های هران، اصلاحاتش را مدتی عقب بیندازد، رد کرد ولی جدای از آن اسناد و مدارک غیرقابل ردی وجود دارد که از یک سناریو برای تغییر در کشور خبر می دهد. تغییری که یکی از کوچکترین آیتم های آن، کاستن از اختیارات رهبری بود.
در این گزارش به بررسی هدف و استراتژی گروههای اصلاحطلب در جریان انتخابات سال 88 پرداخته شده است.
سران اصلاحات و فتنه در برنامههای بلند مدت خود تغییر و تحدید قانون اساسی شامل نهادهای صداو سیما، شورای نگهبان، نیروهای مسلح، نهادهای زیر مجموعه رهبری، مصوبات مجلس و حوزه دین و مذهب و حذف رهبری و ولایت فقیه را دنبال می کردند. آنان برای این مساله برنامه های کوتاه حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان، جلوگیری از ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد، بازگشت به قدرت، عبور از مبانی دینی و بدون رهبری، طرح محدود کردن رهبری، فعال کردن خبرگان رهبری جهت نقد رهبری، شورایی و مدتدار کردن رهبری، به وجود آوردن عزل رهبری، تشریفاتی کردن رهبری را دنبال می کردند.
تاکتیکهای اجرایی بعد از انتخابات
سران فتنه پس از انتخابات به دنبال سازماندهی و بهره برداری از تشکلهای غیر قانونی، استفاده ابزاری از روابط دختر و پسر، تلاش جهت تضعیف جایگاه ولایت فقیه و عدم فصل الخطاب بودن مقام معظم رهبری، همسویی با طراحی بیگانگان و ترویج نافرمانی مدنی، صدور بیانیههای تحریک آمیز و ... را دنبال می کردند.
1- تغییر و تحدید قانون اساسی:
مجموعه گروههای اصلاحطلب در دوران پیش از انتخابات و در حالی که بیش از یکسال به انتخابات باقی بود در جلسات متعدد خود سعی داشتند اصول قانون اساسی را مورد هجمههای مختلف قرار دهند. به عنوان نمونهعضو شورای مرکزی سازمان منحله مجاهدین انقلاب گفته است «انتقادهای ما به اعضای شورای نگهبان به رفتار غیر قانونی آقای جنتی و بعضی همکارانش در انتخابات بر میگردد ایشان عملاً با بودجه عمومی یک لشکر از ناظران تهیه دیده که مدافع یک جریان سیاسی خاص هستند. آنها باید ملزم شوند فقط در چارچوب قانون اظهار نظر کنند. آقای جنتی در انتخابات مجلس ششم به طور غیر قانونی بیش از 700 هزار از رأی شهروندان تهرانی را باطل کرد، من اینقدر مدرک دارم که ثابت کنم آقای جنتی و همکارانش در پی دست بردن به آرای مردم و تغییر نتیجه انتخابات بودند. به علت آپارتاید قضائی حاکم بر قوه قضائیه به شکایت رئیس ستاد انتخابات کشور رسیدگی نشد.»
عضو شورای مرکزی حزب منحله مشارکت نیز در آن ایام گفته است «مادام که برخی نیروهای مسلح به سود یک نامزد کار کنند، صدا و سیما به سود یک نامزد کار کند و اعضای شورای نگهبان از یک نامزد حمایت کنند، انتخابات آزاد، سالم و قانونی نیست. اگر چه ما تاکنون به مصلحت کشور در انتخابات شرکت کردهایم. هدف از صدور اطلاعیه سپاه در جهت رأی دادن به آقای احمدی نژاد و زمینهسازی برای تحرکات و تحریکات بعدی است در صدا وسیما هم شاهد سانسور بوده و هستیم.»
2- حذف رهبری و ولایت فقیه
جریان اصلاحطلب پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، محور تلاشهای خود را به شکل کاملاً عریانی ظهور و بروز داد و در این زمینه خواست و منویات خود را به این شکل آشکار ساخت. یکی از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز(با اشاره به راهپیمایی غیرقانونی 25 خرداد) مدعی شده است که « رهبری از این جمعیت ترسیده است و همین نقطه درست جای فشار وارد کردن است.»
یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز نیز در این باره گفت:«آقای خاتمی بر این باور بود که اگر در این انتخابات احمدی نژاد سقوط کند، عملاً رهبری حذف میشود. اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به حوزه سیاسی و اجرایی کشور باز گردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهند داشت.»
3-طرح محدود کردن رهبری
یکی از اصلی ترین اداف جریان اصلاحات، طرح محدود کردن رهبری بود. در این زمینه اظهارات عناصر اصلاحطلب خود گویای برنامههای آنان در این زمینه است. «پیشنهاد ما این است که وظیفه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان خبرگان به مرجع دیگری واگذار شود، یعنی باید مستقل از مقام رهبری و نهادهای منصوب ایشان صورت گیرد»؛ «خاتمی وقتی رفت کاندیدا شود (موقع ثبت نام) بگوید که ولایت فقیه را تنها در چارچوب قانون اساسی قبول دارم و این یعنی محدود کردن رهبری»؛«آقای موسوی خوئینیها گفته بودند که چرا نباید از رهبری انتقاد کرد و این بیمعنی است که در نظام اسلامی انتقاد را محدود به دولت کنیم.»
4- همسویی با طراحی بیگانگان
اصلاحطلبان در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری تلاشهای بیشائبهای در ترویج نافرمانی مدنی برای امتیازگیری از نظام سازماندهی کردند. آنان در تلاش بودند تا با ادامه اردوکشی خیابانی رهبری را تحت فشار قرار دهند و امتیاز بگیرند. بخشی از گفتههای عناصر این جریان در این رابطه به این شرح است:«بحث درخواست تجمع برای طرفداران مهندس موسوی، ایجاد جبهه مقاومت مدنی، تشکیل جبهه مقاومت نخبگان، تحقیر طرفداران احمدینژاد در جشن پیروزی در انتخابات و استفاده از عکس موسوی توسط طرفداران مطرح شد.»؛ «باید از قضیه ابطال انتخابات فراتر برویم و این یک راه جدیدی است و این جمعیت به عنوان بازیکنان این جریان هستند. باید هزینهها آنقدر بالا برود که حتماً انتخابات ابطال شود، چون معنی ابطال فراتر از بحث ریاست جمهوری است یعنی حاکمیت را مجبور به عقب نشینی کردیم. از مردم میتوان خواست به اشکال مختلف به مخالفتهای مدنی بپردازند، در قدم اول باید انتخابات ابطال و سپس شورای نگهبان عوض شود.»؛ «ما تا آخر ایستادهایم. حالا نوبت ماست که کودتای سفت کنیم.»
5- شورایی و مدتدار کردن رهبری
نگاهی به اظهارات اصلاحطلبان چه پیش از انتخابات دهم و چه پس از آن نشان میدهد آنان یکی از اهداف اصلی خود را روی شورایی و مدتدار کردن رهبری متمرکز کرده بودند. اصلاحطلبان در این زمینه میگویند: عضو مجمع روحانیون مبارز:«الان ریاست جمهوری دو تا چهار سال است، میشود رهبری را دو تا پنج سال کرد و بعد از آن هم کنار برود.»
عضو دیگر مجمع روحانیون مبارز: «سال گذشته ما در کنگره سازمان مشارکت دعوت بودیم که مطالبی در خصوص موقتی بودن رهبری از آقای حجاریان مطرح شد اما من به آقای نبوی به این جهت که من و خاتمی آنجا نشسته بودیم اعتراض کردم که چرا چنین مطلبی در حضور ما خوانده شده است و این مطلب برای آینده تهحذب و گروههای سیاسی مفید نیست حال درست است که ما هم در این موضوع-موقتی بودن رهبری- با شما هم عقیده هستیم.»
آنچه که به آن اشاره شد بیشک تنها بخشی از اظهاراتی است که اصلاحطلبان و فتنهگران در پیش و پس از انتخابات به دنبال عملیاتی ساختن آن بوده و از دیگر سو اهدافی را به سطح آوردند که ملت در 22 خرداد 88 و در حماسه 9 دیماه نشان دادند که راه و طریق و دگردیسی فکری- عقیدتی آنان را نمیپسندند.
براساس این گزارش، جریان اصلاحات و فتنه در آن روز تمام تلاش خود را برای تغییرات گسترده در کشور و محدود کردن رهبری و تغییر نظام اسلامی در پیش گرفت و 8 ماه کشور را آشوب زده کرد. در نهایت نیز در 6 دی، ماهیت اصلی خود را نشان دادند و علاوه بر سوت و کف زدن در خیابانها، به هیات مذهبی حمله کردند و پرچم امام حسین(ع) را به آتش کشیدند.
سه روز بعد در تهران و بسیاری از شهرهای کشور، سیل جمعیت مردمی در واکنش به هتک حرمت روز عاشورا به خیابانها سرازیر شدند و علیه فتنه گران شعار دادند ولیکن سران فتنه از اقدامات خود دست نکشیدند و در نهایت نظام حکم به حصر خانگی آنان داد تا در نهایت روزی به جنایات آنان رسیدگی شود.



